معماری و تعاریف آن
معماری هنر و دانش طراحی بناها و سایر ساختارهای کالبدیست. تعاریف جامع تر، بیشتر معماری را شامل طراحی تمامی محیط مصنوع از طراحی شهری و طراحی منظر تا طراحی خرد جزییات ساختمانی و حتی طراحی مبلمان میدانند.
معماری هنر و دانش طراحی بناها و سایر ساختارهای کالبدیست. تعاریف جامع تر، بیشتر معماری را شامل طراحی تمامی محیط مصنوع از طراحی شهری و طراحی منظر تا طراحی خرد جزییات ساختمانی و حتی طراحی مبلمان میدانند.
“هر موقعیت جدید، مستلزم یک معماری جدید است.” ژان نوول
“معماری یک ورزش در مسافت طولانی است. شما فکرتان را بر روی آن میگذارید و ۳۰ سال با آن همراه میشوید، تا اینکه کمکم در این رشته راه میافتید.” تام مین
|
اسکیس گام آغازین بیان و مرحله تکوین تصور اولیه است و آنچه در این طرح اولیه که به منزله نطفه بندی است ، نمایان می گردد ، نگرش کلی ، شخصیت ، روح ، حال و هوا ، زوایه دید و چگونگی نگاه به موضوع است که با وجود مبهم و غیر دقیق بودن آن - از نظر فقدان یا نامشخص بودن اعضاء و جرئیات ارگانیک - توان گسترش ، انبساط و تکامل اسکیس در روند طراحی معماری تا اجرای آن وجود دارد . |
در تعريف مركز آمار ايران « واحد مسكوني ، مكان ، فضا و يا محوطهاي است كه يك يا چند خانوار در آن سكونت داشته و به يك يا چند ورودي (شارع عام يا شارع خاص) راه داشته باشد» (مركز آمار ايران ، 1375).
رويدادهاي مذهبي ما تاثيرات شگرفي بر ديگر حوزه ها داشته اند. در اين زمينه ، واقعه کربلا با توجه به گستره حضور در فرهنگ ايراني بر همه حوزه هاي اجتماعي ، سياسي ، فرهنگي و... تاثيري بيشتر از ديگر رويدادها گذاشته است. با توجه به نمود فراوان اين واقعه در شهرسازي و معماري ايراني ، بهتر است به بحث اين تاثير بپردازيم.
فن و هنر معماری از مهمترین نشانه ها و و یزگیهای فرهنگ هر قوم و هر دوره تاریخی و نشان دهنده فضای زیست انسان در هر زمان می باشد .
معماری همیشه و در همه حال تابع اصول و ضوابط معین و شناخته شده ای است و پیوندی استوار و ناگسستنی با فرهنگ، الگوهای رفتاری و ارزشهای جامعه داردو به همین دلیل است که سبک معماری هر دوره ،انعکاسی از فرهنگ و هنر آن دوره محسوب می شود، همچنانکه تغییرات در معماری با تغییراتی که در سایر عرصه های زندگی به وقوع می پیوندد متناسب است،و این تغییرات لازمه معماری پو یا و زنده است تا بتواند نیازهای جدید انسان را پاسخگو باشد.
به این ترتیب آیا می توان هویت معماری را در فرهنگها و سنت های جامعه که در هر دوره تاریخی شکل گرفته است جستجو کرد؟یا اینکه هویت معماری چیزی جدا از سبکها و اصول معماری است؟
هر سبک جدید معماری بر اصول، روشها و سنتهای سبک های پیشین استوار است و به همین علت بین سبکهای گوناگون معماری در گذشته رابطه ای چنان محکم وجود دارد که مرزبندی در بین آنها دشوار به نظر می رسد. این نزدیکی اصول و روشها در بین سبکهای مختلف نشات گرفته از فرهنگ، سنن و الگوهای رفتاری مشابه افراد جامعه می باشد که با اندک تغییرات در شیوه های جدید زندگی و فرهنگ مردم که ریشه در زمان دارد،به علت پاسخگویی به نیازها جدید باعث به وجود آمدن سبکهای معماری می شده ،زمان همیشه در
حرکت است و آن قومی موفق است که نیازهای معماری جامعه را درک کند و زمان و مکان جامعه خود را بشناسد، معماری همیشه و در همه حال با زمان همراه و هم قدم بوده است،معماریی همساز و همگام با زمان خود و این زمان است که بر اساس ماهیت خویش فرهنگها،سنن و الگوهای رفتاری را می سازد و یا تغییر می دهد شاید معماری مبتنی بر سنت باشد اما دیگر متعلق به آن نیست. من معتقدم سنت متعصب حاصل یک جهاننگری مداوم و تقلیدی است که امروز منسوخ شده،آیا هنوز هم باید هویت معماری را در سبکها و اصول معماری گذشته جستجو کرد ،مگر در اصول و سبکهای معماری اینگونه نبوده که هر سبک متناسب با زمان و نیازهای جامعه دچار تغییر و دگرگونی میشده ،آیا می توان گفت که ظهور معماری جدید که بر اساس همان فرهنگ و الگوهای رفتاری انسان در زمان خویش و بر اساس نیازها و امکانات جدید و نه بر اساس فرهنگ ، نیازهاو محدودیتهای گذشته شکل گرفته است ،باعث گسست پیوندهای
محکم و استوار بین برخی از مظاهر و جلوه های زندگی دبا فرهنگ جامعه و در نتیجه از بین رفتن معماری سنتی
و هویت معماری شده است؟اگر اینگونه است تمامی سبکهای معماری که باعث رشد ، پیشرفت و تکامل معماری شده است به دلیل آنکه سبک قبلی خود را دگرگون کرده و یا تکامل بخشیده معماری سنتی و هویت معماری زمان خویش را از بین برده است و اصولاً۶۱۴۷۲;انسانها وظیفه نداشتند که عمر و توان خویش را صرف کشف یااختراع و ایده های جدید و برپایی چنین۶۱۴۷۲;دستاوردهایی نماییند و می بایستی گرایش به سنتها و راههای گذشته داشته باشند. تا حدودی می توان گفت که این دیدگاه دیدگاه و نظریه سنت گرایان متعصب می باشد. هر چند با کمی تامل می توان سنت گرایی آنان را با پیشرفت همان سنت در طول زمان به چالش کشید.زیرا ممکن است که همان چیزی که امروز مدرن است فردا سنت شود.به نظر من و بسیاری دیگر، سنت چیزی در گذشته نیست ،سنت همیشه با ماست و خواهد بود سنت نیاز واعتقاد ما در دورانی است که در آن به سر می بریم.پس اگر هویت معماری را در فرهنگ و سنت معنا کنیم ، معماریی که بر اساس فرهنگ و سنت و نیاز امروز و نه گذشته باشد معماری با هویتی است و این هویت دهمیشه با ماست و خواهد بود.
پارك ها بخشي از محيط انسان ساز هستند كه انسان ها به انگيزه وارد كردن هر چه بيشتر محيط طبيعي به زندگي خود به ايجاد آنها پرداخته اند . به تعبيري پارك ها ، طبيعتي رام شده ، كنترل شده و در مقياس كوچك هستند كه بشر به دلخواه در هر مكاني براي آسودگي و آسايش خود ايجاد كرده است .
در طراحی پارك هاي شهري كه داراي جنبه هاي تفريحي ، تفرجي ، فرهنگي و بالاخره زيست محيطي و سالم سازي محيط هستند و جنبه هاي سرويس دهي به مناطق مختلف شهر را دارا مي باشند رعایت پارامترهایی لازم است تا کاربران بتوانند به راحتی با این محیط مصنوع دوست داشتنی و زیبا ارتباط برقرار نموده و از آن استفاده نمایند.
از این رو رعایت اصول ذیل برای نیل به این هدف به طراحان و تصمیم گیران امور شهری پیشنهاد می گردد:
اصول طراحی پارک :
-محل مورد نظر برای احداث پارک می باید قابل دسترس بوده و به لحاظ فاصله از مناطق متمرکز جمعیتی قابل توجیه منطقی باشد . چرا که خارج از محدوده دسترس بودن اولین مانع سهولت استفاده کاربران از انها خواهد شد . دور بودن پارک ها از شهرها از سویی می تواند باعث ایجاد مشکلات امنیتی در آنها شود و از سوی دیگر خدمات رسانی و پشتیبانی از آنها را برای اداره های مربوطه مشکل می نماید .
-مکان مناسب برای احداث پارک ترجیحا جایی است که از لحاظ جغرافیایی راحت تر قابلیت تفرج گاه شدن را داشته باشد . یا بر مناطق اطراف اشراف و دید بهتری داشته باشد و یا برای احداث پارک به دلیل موقعیت خاص مکانی احتیاج کمتری به خاک برداری و خاک ریزی داشته باشد و ... به طور کلی استفاده از مزیت های جغرافیایی و مکانی برای طراحی ، استقرار و احداث پارک می تواند یک امتیاز عالی محسوب شود .
-پیش بینی فضاهای اداری ، خدماتی مورد نیاز و مکان یابی مناسب آنها در طرح پارک با توجه به وسعت پارک و تعداد کاربرانی که برای آن در آینده در نظر گرفته شده است . فضاهایی مانند پارکینگ ( ماشین ، موتور ، دوچرخه ) ، نماز خانه ، محل استراحت کارگران ، دفتر پارک ، سرویس های دستشویی ، غرفه های عرضه کننده مواد خوراکی ، رستوران ، گلخانه و ...
-فضاهای پارک را بر اساس کاربری روان شناسانه می توان به سه دسته تقسیم نمود : فضاهای خصوصی ، فضاهای نیمه خصوصی و فضاهای عمومی . طراحان با تفکیک فضاهای پارک بر این اساس کمک می کنند تا با رعایت حریم اخلاقی و خصوصی کاربران ، استفاده گران راحت تر بتوانند در آن فضا به استراحت پرداخته و آرامش یابند . همچنین عدم توجه به جداسازی این فضاها و تداخل قلمروهای کاربران در فضای محدود پارک ها با توجه به تاثیراتی که بر روی ضمیر ناخودآگاه کاربران می گذارد اجازه نمی دهد که انها با خیال آسوده از فضای ایجاد شده لذت ببرند .
-انتخاب پوشش گیاهی متناسب با محیط و شرایط آب و هوایی و همچنین متناسب با تفکیک فضاهای انسانی در پارک . برای انجام این مهم ابتدا انتظار از پوشش گیاهی مشخص شده و مطابق آن خواسته درخت ، درختچه ، گل و یا پوشش بهینه دیگر انتخاب می شود . به طور مثال در یک مکان احتیاج به سایه اولویت دارد و در یک مکان احتیاج به گرفتن جلوی شدت باد و در مکانی دیگر صرفا برای تفکیک دو فضا . طبیعی است که بر اساس این کاربردها می باید نوع پوشش گیاهی انتخاب شود .
-طراحی شبکه های دسترسی آسان به نقاط مختلف پارک و بهینه کردن انتخاب مکانهای اداری ، خدماتی و ... در پارک ها به نحوی که منطقی ترین و کاربردی ترین فاصله ها بین این مکانها لحاظ گردد تا کاربران کمتر دچار سردرگمی شده و به راحتی بتوانند قسمتهای مختلف پارک را شناسایی کرده و استفاده نمایند .
-در طراحی پارک ها معمولا علاوه بر تلاش برای نما سازی ، تلاش می شود پلان ها نیز به نحوی بهینه و جاذب طراحی گردد . البته همیشه اهمیت و اولویت بالاتر توجه به نماسازی بهینه می باشد ، چرا که کاربر اولین برخورد را با نما دارد و درک یک پلان زیبا در مراحل بعدی قرار می گیرد . برای نماسازی و فضا سازی از راههای مختلفی استفاده می شود من جمله تنوع در مصالح نما ، تنوع در رنگ نما ، تنوع در طرح های نما و ...
-استفاده منطقی از اختلاف سطح در طراحی پارک ها یک قابلیت و امتیاز بی بدیل به پارک های می بخشد . پارک ها قرار است بخشی از طبیعت مصنوع باشند پس باید تا حد ممکن خصوصیات طبیعت را در ذات خود دارا باشند . پستی و بلندی یکی از خصوصیات مشهود در مناظر طبیعی است که می باید در اندازه و مقیاس کوچکتر توسط طراحان در پارک ها لحاظ گردد . استفاده از اختلاف سطح در پارک ها ، به طراحان اجازه می دهد که در کنار منظره سازی ، فضاسازی های زیباتری را نیز ایجاد نمایند .
-حضور پر رنگ آب و آب نماها در پارک امتیاز بسیار مهم و ویزه ای است که بسته به آب و هوا و شرایط محیطی که پارک در آنجا واقع می شود می تواند به گیرایی و جذابیت پارک ها کمک کند .آب مایه آبادانی است ، حضور آب حضور زندگی است و صدای شرشر آب ، آرام بخش جان . در همه پارک ها بدون توجه به شرایط آب و هوایی وجود حداقلی از آب ضروری است
-پارك ها به دليل دارا بودن هواي سالم و پاك و طبيعت مناسب محل مناسبي براي ورزش كردن هستند . با تعبيه محل هايي در پارك براي ورزش هاي همگاني و عمومي و تقويت كاركرد ورزشي پارك ها با تجهيز آنها به وسايل ساده ورزشي و بدن سازي مي توان به جذابيت بيشتر آنها كمك كرد .
-تعبيه و پيش بيني محل هايي در پارك براي قرار دادن نمادهايي از بزرگان و شخصيت هاي علمي ، فرهنگي و يا اجتماعي آن منطقه و يا محصولات كشاورزي خاص آن شهر و يا مصنوعات معروف توليدي آن منطقه در راستاي تقويت كاركردهاي تاريخي ، فرهنگي و آموزشي پارك ها مي تواند چهره خاص تر و محلي تري به آنها داده و موجب دل نشيني و گيرايي بيشتر آنها شود .
-كودكان مخاطبان مهم و پرطرفدار پارك ها هستند . لازم است كه محلي با رعايت استانداردهاي مربوطه جهت تجهيز به وسايل بازي كودكان در پارك ها پيش بيني شود . انتخاب هوشمندانه وسايل بازي كودكان نيز مي تواند به پرورش هر چه بيشتر خلاقيت آنان منجر شود .
-رعايت مقياس هاي انساني و استانداردهاي مربوطه در طراحي ورودي ها ، گذرگاهها ، پياده روها ، نشيمن گاهها و ... باعث استفاده سهل تر از اين اجزاء پارك مي گردد .
-پارك ها محلي براي گذران اوقات فراغت هستند . از اين رو تجمع برخي افراد بي كار و مزاحم كه صرفا براي وقت گذراني در آنجا حضور مي يابند امري طبيعي است . در طراحي پارك ها بايد دقت مضاعف شود كه بخش هايي از پارك بالقوه ( به دليل نداشتن ديد كافي براي عابران و ... ) جرم زا نباشد ، حضور پررنگ نور و روشنايي نيز تاثير مهمي در كاهش جرم در اين محيط دارد ، بايد توجه داشت زماني كه امنيت از يك پارك برود ، مخاطبان پارك به صورت تصاعدي كاهش مي يابند .
بازار مهم ترين محور ارتباطي و فضاي شهري در شهرهاي ايراني در گذشته به شمار مي آمده است زيرا بازارهاي اصلي و دائمي در هر شهر به طور معمول در امتداد مهم ترين راه و محور شهري كه از يك دروازه شروع ميشد و تا مركز شهر ادامه مي يافت، شكل ميگرفت ، به عبارت ديگر در وهله نخست يك راه اصلي پر تردد وجود داشت كه فضاهاي تجاري و گاه توليدي در كنار آن تشكيل مي شدند و به تدريج بازار پديد مي آمد .