زیبایی در معماری
زیبایی در معماری
در دنیای غرب در چند سده اخیردانشی به نام (زیبایی شناسی ) پدید آمده که به تعریف وجایگاه زیبایی وویژگی های آن ورابطه آن هنر می پردازد.
علم نوین ( زیبایی پژوهی) را که حدود دو سده از پدیدار شدن آن می گذرد باید پیامد همین دگرگونی بنیادین دانست.
این بحث در میان اندیشمندان مسلمان بدین گونه هیچ گاه مطرح نبوده است بحث زیبایی نزد اندیشمندان مسلمان همواره همراه با دیگرعناصری که درحکمت نظری وعملی بدان وابسته است برسی شده است.
برخی از فیلسوفان بزرگ مغرب زمین همچون هگل و هایدگر این گونه بحث های نظری را مربوط به روزگاران زوال هنر و پایان تمدن می دانند روزگاری که بشر به شکلی حضوری و درونی نمی تواند زیبایی را درک کند وناچاربه چنین بحث هایی رو می اورد.
2-1-رابطه زیبایی و معماری
چگونگی نگرش ما در به زیبایی به گونه ای سرراست وروشن درافرینش اثر هنری ومعماری تاثیر گزاراست.هنر افرینش زیبایی است وشاید بتوان گفت ارجمندترین شان اثر معماری وجه هنری ان است.از این رو باید پذیرفت نیاز به روشن کردن شئون زیبایی برای ارزیابی دیدگاه ها ونیز بررسی وتحلیل اثار معماری امری اشکار است.
می توان نشاش داد که مهمترین ویژگی های معماری معاصرجهان وایران از رویکرد های زیبا شناسانه چیره بر سبک ها و ذهن معماران سرچشمه می گیرد .
2-2-واژه شناسی
واژه زیبایی در زبان پارسی برابرهای چندی دارد که بسته به موصوف ان در جاهای گوناگون به کار می رود .در لعت نامه دهخدا (زیب ) که ریشه واژه زیبایی است.
واژه(جمال )در عربی به زیبایی فراوان ناشی از ترکیب بجا ومتناسب چند چیز در حداقل ممکن می گویند.
معنای واژه (beauty )در زبان انگلیسی چنین است :ویژگی چیزها-اواها احساس ها- یا مفاهیم عقلانی رفتار و مانند آن که با کمال شکل به دست امده واز امیزش هماهنگ عناصر گوناگون ادمی را به درجات بالایی خشنود کرده یا بر می انگیزد.
2-3-زیبایی در فرهنگ غرب 2-3-1-زیبایی چیست وچه ویژگی هایی دارد ؟
از کهن ترین دیدگاه ها درباره زیبایی دیدگاه اندیشمندان یونان باستان است
بحث مدون از زیبایی در یونان باستان از فیثاغورس اغاز شد.
الف)-افلاتون :افلاتون زیبایی را نمود یک حقیقت مطلق می دانست که دراین جهان پدیدار می شود.بر پایه نظریه اوحقیقت انچه در این جهان پدیداراست دریک جهان دیگر وجود دارد وپدیده های این جهان سایه وبازتاب ان حقایق ازلی هستند او ان حقیقت ها را (ایده )می نامید.
ب)-ارستو:از دید ارستو زیبایی دستاورد هماهنگی وتناسب وسازواری اجزا در یک سامانه(سیستم) شمرده می شود که دران همه اجزالزوما وحدت یافته هستند زیبایی که چنین است .
پ)-کانت از دید کانت زیبایی اساسا امری ذهنی است وبه تصورو پندار ذهن درک کننده زیبایی مربوط می شود .کانت هرچیزی راکه بتواند در کسی لذت پدید اورد زیبا می داند .
ث)- هگل تفسیری از چیززیباارائه می کندکه نشان می دهد او صفت زیبایی را صفتی واقعی وعینی می داند که دستاورد یگانگی (وحدت ) اجزابا کل است
2-3-2-هدف زیبایی
از گفته افلاتون درباره ویژگی بنیادی زیبایی یعنی (حقیقت ) شاید بتوان این گونه برداشت کرد که زیبایی از دید او هدفمند است واگر کسی نداند که هدف افریننده زیبایی چه بوده نمی تواند درباره درستی ان هم داوری کند.
کانت چون زیبایی را اساساامری ذهنی میداند وان را وابسته به ذهن درک کننده ان می شمرد طبعا هیچ هدف ویژه ای که همگان ی باشد برای ان قائل نیست .بویژه انکه او ویژگی اساسی زیبایی را لذت بخش بودن می داند.
2-3-3-گونه های زیبایی
بر پایه انچه درباره افلاتون گفته شده می توان چنین برداشت کرد که او ظاهرا سه گونه زیبایی راازهم جدا می کند :زیبایی مطلق که به مثل مربوط است زیبایی طبیعت وزیبایی هنری.
بر پایه دیدگاه کانت زیبایی می تواند به دو گونه باشد :زیبایی طبیعی وزیبایی دست ساخت بشر :که این دومی دارای یک غایت وهدفی است ونمی توان تنها لذت بخش باشد.بدین گونه باید چنین برداشت کرد که ویژگی های زیبایی های طبیعی به گونه ای درزیبایی های دست ساخت نمودارمی شود
هگل ،زیبایی به طور کلی به دو گونه است :زیبایی طبیعی وزیبایی هنری که از دید وی دومی ارجمند تر از اولی است.
2-3-4-بنیادهای افاقی زیبایی 2-3-4-1-علت صوری :نظم وبی نظمی
زیبایی شناسی هنر معاصر مربوط به(صورت )زیبایی است .عمومادو دیدگاه اصلی در ان ها ازهم جدا می شود.
1-نظم:ایجاد تناسب وتقارن وتعادل در ترکیب بندی.
2-بی نظمی :ازادی در ترکیب بندی ونفی تقارن وتناسب در آن.
به این معناکه نه تنها ابعاد مادی کالبد اثر باید متناسب باشد بلکه به طور کلی صورت اثر باید با سرچشمه آن وغایت آن که همان معنا وباطن اثر است تناسب داشته باشد.
2-3-4-2-علت مادی:تاریخ،انسان،معبود،وجود
طبیعت:زیبایی طبیعت اولین وسادترین زیبایی مورد ادراک همه انسان –هاست.
جامعه:هرجامعه ای به تدریج براساس شیوه های زندگی اش نظام زیبایی شناسی را پی می ریزد.تاریخ :سنت گذشتگان وشیوه زندگی وعمل نیاکان یکی از سرچشمه های پدید امدن زیبایی در همه فرهنگ ها بوده است.
انسان :زیبایی انسان ازمهمترین سرچشمه های زیبایی است،در طول تاریخ زیبایی انسانی را گاه تنها در بدن اووگاه در دانش اووگاه در اخلاق او خلاصه کرده اند.
2-3-4-2-علت مادی:تاریخ،انسان،معبود،وجود
معبود :ویژگی های آرمانی معبود اخرین مرحله ای است که بسیاری از مکاتب وحکمت های شرقی زیبایی شناسی خود رابه ان مستند می کنند درنظریه افلاطون هم(مُثُل)حالتی آرمانی همچون اسماءوصفات الهی دارد
وجود :فراگیر ترین دیدگاه درموردماده زیبایی را می توان در نظریه اصالت یافت .در این دیدگاه همه مراتب بالا درموضوع(وجود)به وحد ت می رسد ومراتب وجود،مراتب زیبایی را ایجاد می کند .در دیدگاه صدرالمتالهین از آنجا که خداوند وجود مطلق است ویژگی های وجود همان ویژگی های الهی است.
2-3-5-بنیادهای انفسی زیبایی 2-3-5-1-علت فاعلی :استعدادهای نظری وعملی
علت فاعلی درک زیبایی(انسان)واستعدادهای اوست. درک زیبایی توسط دوبخش از قوای نظری وعملی انسان وجایگاهی بین ان ها شکل می گیرد قوای نظری به شناخت زیبایی می انجامد.
ولی برخی قوای انگیزش عملی هم به عنوان سرچشمه زیبایی قرارمی گیرد که مهمترین ان ها رامی توان لذت ،تعجب ،ابهام ،دلهره،نشاط،شادی،و...را دانست.
2-3-5-بنیادهای انفسی زیبایی 2-3-5-2-علت غایی:کمال ولذت
زیبایی می تواند سلسله مراتبی از غایات را داشته باشد که نهایی ترین غایت آن در غایت مکاتب،باز به انسان باز می گردد
به این ترتیب هدف زیبایی را می توان در دو دسته اصلی طبقه بندی کرد:
1-زیبایی در صدد تعالی انسان به حوزه الوهیت؛دراین حالت انسان درخدمت زیبایی است وزیبایی اصیل وپیشینی است.
2-زیبایی در صدد تامین لذائذوبهره های انسان است ،در این حالت زیبایی در خدمت انسان است وزیبایی اعتباری وپسینی است.
2-3-4-1-دیدگاه عین گرا ودیدگاه ذهن گرا
دو گونه برداشت پدید می آید عین گرایی وذهن گرایی در زیبایی .بیشتر اندیشمندان غربی این دو گونه رویکرد را به پدیده زیبایی داشته اند .
رویکرد عین گراobjective،ورویکرد ذهن گرا Subjective،شاید بتوان این دو رویکرد را با دو رویکرد (افاقی )و(انفسی )یکی دانست.در رویکرد نخست ،به وجه برونی ودر رویکرد دوم ،به وجه درونی پدیده زیبایی توجه می شود .کانت نمونه رویکرد نخست ،وارستو نمونه رویکرد دوم هستند.
2-3-4-2-دیدگاه بیرونی ودیدگاه درونی
در نگاه ازبیرون ،باید بتوان انقدر از یک پدیده دور زاویه که در زاویه نگاه ما بگنجد و انگاه درباره وجوه وابعاد ان وپیرامون ان ورابطه ان با دیگرچیزها سخن گفت در درک زیبایی هم،این خود زیبایی است که به درون ما رخنه می کند.
در نگاه از درون ،رابطه وپیوندهای زیبایی با دیگرمقولات به چشم نمی ایدچون نمی توان به درون یک چیز نظرکرد واز بیرون ان اگاه بود.
دونگاه بیرونی ودرونی می توانند مکمل هم باشند وبه یکدیگریاری رسانند. با این همه هنگامی که هر کدام دیگری را طرد کند ورویاروی یکدیگر قرار گیرند،آنگاه دستاورد یکدیگر را نفی می کنند .
2-3-4-3-دیدگاه پسینی دیدگاه پیشینی
در زیبایی شناسی پسینی ،امیال وخواسته ها وارزوها انسان اصل می شود وتعریف ومعیارهای زیبایی بر پایه آن ها ارائه می گردد.
زیبایی شناسی پیشینی تعریف ومعیارهای زیبایی از پیش روشن است واثر زیباآن است که چنان ویژگی هایی داشته باشد.
2-3-4-4-دیدگاه شناخت شناسانه ودیدگاه هستی شناسانه
در طول تاریخ دو رویکرددر زیبایی شناسی مطرح بوده است :دررویکرد نخست ،شالوده زیبایی شناسی در هستی شناسی وجهان بینی ،ودررویکرد دوم ،شالوده آن در معرفت شناسی است.
در رویکرد نخست زیبایی واقعیتی جدا ازماست وما با شناخت هستی آن رامی یابیم؛ ولی در رویکردوم،زیبایی،چیزی است وابسته به درک وشناخت ما از هستی ،وما آن را این گونه برداشت می کنیم .
2-4-زیبایی در فرهنگ شرق
زیبایی در فرهنگ شرقی وبه ویژه در هند برپایه نظریه هندی (راسا) است.برای این واژه برابرهای گوناگون اورده شده است؛مثل ذوق،ذائقه، عصاره،طعم ،ورنگ وبو.
به گفته کوماراسوامی در چین وژاپن این دیدگاه از سوی برخی نقاشان وهنرمندان دنبال می شود.
ترجمه واژه به واژه :طعم راسا را کسانی می چشند که معرفتی فطری به ارزش های مطلق دارند.
2-5-زیبایی شناسی از دیدگاه فرهنگ اسلامی
آنچه که در این باره می توان یافت این است که در متون فقهی بحث زیبایی وهنر به صورت مستقل طرح نمی شود تنها می توان گفت که در احکام فقهی به صورت صمنی مباحثی درباره موسیقی،غنا،نقاشی ومجسمه سازی طرح شده است.
آثار حکمی وعرفانی .در آثار فلسفی مثلا در آثار فارابی ،ابن سینا یا سهروردی وملاصدرا وار جهتی دیگر در آثار ابوحیان توحیدی،می توان اشاراتی درباره زیبایی وبعضی هنرهادید.در آثار عارفانی مثل ابن عربی ومولوی اشارات بیشتری یافت می شود ؛ ولی وقتی همه این اشارات را یک جا جمع کنیم هیچ چیزی به صورت سیستماتیک که به توان آن را فلسفه هنر یا زیبایی شناسی اسلامی نامید از آن ها در نمی آید.
2-5-1-دیدگاه اندیشمندان مسلمان درباره زیبایی 2-5-1-1-ابن هیثم
یکی از دانشمندان نامدار جهان اسلام ابن هیثم است.تعریف زیبایی او را جامع ترین وگسترده ترین تعریف زیبایی به زبان عربی می داند که لازمه فهم رخدادهای فرهنگ هنرهای بصری در دوران اسلامی آن زمان است. که تنها دو تا از این عوامل ،نور ورنگ (که خود خاصیتی بر گرفته از نور است)نیروی انگیزش دارند .یعنی می توانند در نفس تاثیری ایجادکنند که صورتی زیبا جلوه کند.
تناسب (نظم هندسی نور)و رنگ(از خواص مادی نور )که به گفته ابن هیثم دو عنصراز سه عنصرممتازی هستند که بیشترین قابلیت رادرپدیدار کردن زیبایی تصویری دارند،سخت به عنصر سوم یعنی نور، سرچشمه فرجامین زیبایی تصویری(منبع غایی جمال بصری)و لازمه دیدن است.
2-5-2-واژه زیبایی در فرهنگ اسلامی
واژه زیبایی درفرهنگ فارسی کاربردهای فراوانی دارد ،وصفت زیبا برای موصوف های گوناگون ودر زمینه های گوناگون به کار رفته است همه صفاتی را که همراه ودر کنار زیبایی به کار رفته اند می توان از خانواده صفات (نیک ) شمرد.
درزبان عربی واژه هایی که به معنی زیبایی به کار رفته اند بسیارند . گفته شده (در زبان عربی بیش از سیصد واژه هست که همه به معنی زیبایی است)وسی تای آن ها مهم تر از بقیه است.
2-5-3-تعریف زیبایی
بهاءبه معنی زیبا است وزیبایی عبارت است از وجود .زیبایی عبارت است از وجود ،به نسبت قوت او پس هرچه خیروزیبایی وحسن وثناست، همه از برکات وجود است وسایه آن است.
2-5-4- سرچشمه زیبایی در فرهنگ اسلامی
سرچشمه همه حسن های نامحسوس وعقلی وقلبی نیزاوست.همه زیبایی های اخلاقی ورفتاری وشهودی نیز بدو باز می گردد ومبنای هر کاراخلاقی خداوند است.
2-6-2-بررسی تطبیقی مکاتب درباره زیبایی
دیگران هم یا زیبایی شناسی خود رادر توصیف چندجزءوعنصر طبیعی ومادی وصوری محدود می کنند؛مانندرویکردهایی به هندسه موجی وفراکتال،ویاآشوب در معماری؛ویا با چند صفت مفهومی،بصورت ناقص ومحدود تعریف می کنند؛مانند سادگی درنوگرایی (مدرنیسم )پیچیدگی و ابهام ئر فرانوگرایی (پست مدرنیسم).
2-6-3-مفهوم زشتی
گاهی زشتی ناشی ازمحدودیت درتجلی برخی از صفات حسن است .برای نمونه یک اثرهنری ممکن است بدیع باشد؛ولی درمقایسه بادیگر آثار،مفید وباعث وعالی نباشد.
2-6-5-زیبایی های هدایت گر وزیبایی های کمراه کننده
جذابیت زیبایی سبب تمایل وپذیرش وحرکت ذاتی به سوی شیئی زیبا می شود،درحالی که گاه زیبایی ظاهری زشتی ها راازدیدماپنهان می نماید وگاه باطل راجذاب ودوست داشتنی می کند.
به تزیین وزیبانمایی شیطان به نظرمی رسدباید زیبایی وبه تبع آن هنررا به دو دسته رحمانی وشیطانی تقسیم کرد.گاه زیبایی هدایت گرحقیقت وگاه گمراه گربه سوی باطل است .معیار زیبایی باطل هرجذابیتی است که انسان راازمسیر کمال خود باز داشته وسرگرم خود کند.
2-6-6-مراتب زیبایی انسانی بر پایه گفتار حضرت علی (ع)
حضرت علی (ع)وجود نفسانی انسان درچهار ساحت گیاهی ،حیوانی، عقلانی وروحانی تعریف شد؛برای هریک از این نفوس نیزجذابیت وزیبایی هایی ویژه آن وجود دارد واین بسته به فعال بودن آن نفس دروجود انسان است .
2-6-7- جایگاه حسن شناسی وزیبایی در تحقق آثار هنری
دریک تبیین عرضی رابطه هستی شناسی هنرمند با استعدادهای اوورابطه انسان شناسی هنرمندبا تجزبیات خود سازی اوورابطه زیبایی شناسی او با فلسفه هنروهنرمندی اورابطه گزاره های حقیقی با اعتباری است.
2-7- زیبایی در معماری
در عرصه هنرومعماری تا پیش از روزگار نوگرایی (مدرنیسم )وتا آن زمان که اندیشه های کلاسیک درباره هنر وزیبایی هنوزمورد توجه بود چندان خبری از رویارویی اندیشه ها به میان نبود هنر وزیبایی تعاریف مشخص ویژگی های بی چون وچرایی داشت که بیشتر هنرمندان و معماران پیرو آن بودن.
2-7-1-زیبا شناسی از مفهوم به مصداق
2-7-1-1- دیدگاه های کهن (کلاسیک )زبیایی
نمونه های کهن اندیشه زیبایی در معماری از ویتروویوس(30سال پیش از میلاد)بجامانده است مفاهیم سه گانه ای که اوآن ها را عوامل اساسی معماری می دانست عبارت بودنداز استواری ستودمندی ،زیبایی.
2-7-1-2- دیدگاه های امروزی در باره زبیایی
یوهانی پالاسما
به گفته او دستاورد این دیدگاه ها در زیبایی شناسی به زشت ترشدن معماری وشهرامروزانجامیده است چاره کارازدید پلاسما یک انقلاب فرهنگی است .شش درونمایه ای که از دیداونبود آن هامایه تباهی معماری امروزند این ها هستند :
1-آهستگی:معماری برای اینکه خود راباسرچشمه خاموش دانش از نوپیوند دهد به آهستگی نیازمند است.ما به معماری نیازمندیم که به پاسخگویی لحظه بودن ،سرعت وپسند زمانه تن ندهد.
2-نگاه سه بعدی به معماری :معماری به هنر تصویرچاپی بدل شده که چشم شتاب الود دوربین عکاسی آن ها را ضبط کرده است وهمه تنها با عکس ها به جلوه های معماری می پردازند .طراحی معماری هم در محدوده پلان ونما باقی مانده است.
3- احساس انگیزی :در مقایسه با حساسیت شاعران ،معماری ما بی شک سترون وبی روح است .طیف عواطفی که معماری امروز منتقل می سازد به دامنه تنگ تجربه زیباشناسانه بصری محدود می ماند وخالی ازجنبه های سودائی وتراژیک وشورانگیز است.
4-اصالت وهویت : هنگامی که توده ای از اطلاعات بی زمان ومکان تجانس تجربه وجودی ما راازمیان برمی دارد ،از سرچشمه های سنتی هویت خویش جدا می افتیم .وظیفه معماری این است که برای درک وجود خویش در جهان ،سرانجام درک خودمان،افقی فراهم سازد.
5-آرمان سازی :پذیرش بی چون وچرای عقیده عامه یا نظر کارفرما تنها به زرق وبرق وخودنمایی احساساتی می انجامد .معماری وظیفه دارد از سطح تمایلاتی که سخت از ملاحظات تجاری ،اجتماعی ادواری متاثرند فراتر رود .
6-سکوت : سکوت ذاتی یک تجربه معماری توجه مارا به وجود خودمان معطوف می سازد.انسان متوجه می شود که دارد به وجودخودش گوش می دهد ما به معماری زاهدانه ،فکور واندیشمندانه نیاز داریم،به معماری سکوت .
برونو زوی
ازدید زوی،مفاهیم کلاسیک زیبایی با رویکرد کاملا بیرونی وبا نادیده گرفتن وجه درونی زیبایی نمی توانند ارزش های معماری ویژای برای ساختمان تعریف کنند وما باید برای تبیین آن ها به جنبه های فضایی بیشترتوجه کنیم
یورگ گروتر
مهم ترین نکته ای که اواز آراءاین اندیشمندان استفاده کرده ،دوگانگی زیبایی طبیعی وزیبایی مجرد هندسی است گروتر تاکید دارد که این دوگانگی ،ویژگی تفکرغربی است که دنیای شرق آنرا دریک راستا واحد قرار داده است .اما امروزه برای آشنایی با زیبایی شناسی معاصر غرب باید این دوگانگی را به دقت درک کرد.
جان لانگ
لانگ از برخی نظرات همچون زیبایی شناسی ارگانیک؛که بدان ها تمایلی ندارد،به سرعت می گذرد.برای اواول (دیدگاه ماشینی )ازهمه قدیمی تر ودرعین حال جامع تر وماندگارتر است .وپایه شکل گیری همه نظرات دیگر بوده است.
2-7-2-زیبایی شناسی از مصداق به مفهوم
2-7-2-1- لوکوربوزیه
اودر رویارویی فرم گرایی وکارکرد گرایی سخنان وکارهایی به سود دو هردوطرف دارد اما هیچ کدام اورااز اتهام نگاه مکانیکی به معماری دور نمی کند؛اگرچه فرمالیسم حاکم بر کارهای لوکوربوزیه پیر،شاید تاکید بیشتر او رابرزیبایی شناختی هنری به جای دقت علمی ومکانیکی برساند.
2-7-2-2-چالزجنکز
زیبایی شناسی جدیدی درحال پدیدار شدن است که برگرفته از روح پیچان وغلطان وموج مانند طبیعت،تپش های مولکول ها وهندسه ژن هاست بارتاب آن درعرصه معماری جایگزین شدن اشکال جدید به جای اشکال ایستای جهان کلاسیک است که درآن همه چیزازجمله معماری ،همچون ماشین بود .
جنکزبه تازگی مفهومی به نام خلسه و(معماری خلسه آور)رامطرح کرده که شایان توجه است .گسترده این مفهوم آنقدروسیع است که می تواند از معماری های معنوی وآیینی گذشته تا معماری های پیشرو (آوانگارد ) امروز را شامل می شود .
پیترآیزنمن از منادیان تعییرات بنیادین درمفهوم معماری براساس پیشرفت های بشردرعصر حاضر .اوبحث گسترده ای درباره تغییرمفهوم زیبایی دارد .او آغاز بی ثبات شدن مفهوم کلاسیک زیبایی (به مفهوم لذت ویتروویایی ناشی از خوبی طبیعی ومنطقی بودن )رابه کانت نسبت می دهد.
2-7-2-4-فرانک گهری
فرانک گهری سرامد معماری ضدکلاسیک جدید است.در کارهای اوهیچ یک ازاصول زیبایی شناسی کهن بجا نمانده اند وبه گفته خود او معماری تا بالاترین حد به تندیس سازی وشکل گرایی نزدیک شده است اواز زیبایی شناسی سینما وادبیات بیش از فلسفه درمعماری بهره برده است همچنین به هیچ وجه خود رابه عملکرد وسازه و...محدود نمی کند .اولحظه حقیقت یافتن معماری را لحظه تصمیم زیبایی شناسانه برای فرم می داند.
دیدگاه رایت درمورد زیبایی شناسی را به شکلی می توان در نوشته (برای اعتلای معماری )یافت .اودر آنجا می گوید :اگرذات نگرباشیم باید بدانیم که برای معمارهنرمند،هیچ منبع زیبایی شناختی به اندازه درک قانون طبیعت ،بارآوروالهام بخش ومفید نیست .
2-7-2-6-جمع بندی ونتیجه گیری
در عین حال دیدگاههای فروکاسته شده (حصری)ویک جانبه آفت بزرگی است که درهردو دسته وجود دارد .چرا که اصول جهت گیری زیبایی شناسانه معماران معاصر را می توان در الگوواره های فرهنگی وهنری حاکم بر زندگی انسان امروزه مشاهده کرده.امروزه برخی معماران شاخص وپیشرودر سبک سازی وایجاد جریان های هنری ومعماری ،نوعی زیبایی شناسی شخصی وسلیقه ای را پدید آورده اند .دراین حوزه ،دیگر همچون معماری عمومی ،تعریف فراگیری از زیبایی وزشتی ساختمان وجود ندارد .
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 9:10 توسط arch
|